ابراهيم عاملي ( موثق )
19
تفسير عاملي ( فارسي )
و ابن عبّاس « لا أنذرتكم » خوانده است از « انذار » بمعنى ترساندن يعنى اگر خدا نميخواست من شما را تخويف و انذار نميكردم . حسينى : امّى دانا كه بعلم فزون راند قلم بر ورق كاف و نون بىقلم و كاغذ و آب سياه معجزه آورد ز وحى إله بىخط و قرطاس ز علم ازل مشكل لوح و قلمش گشت حلّ « يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا » 18 عبده : عبادت غريزه اى است در بشر كه شعور باطنى او حكم مىكند كه در آفرينش قدرت غيبى مسلَّط است بر تصرّف در بشر كه ميتواند سود و زيان و گرفتارى و آسايش او را فراهم كند ، و اگر كسى بتاريخ ادوار و اطوار بشر مطَّلع باشد ميفهمد كه اساس دين در غريزه ى بشر همين است و بس ، ولى اختلافات و انواع اديان يا باجتهاد و سليقه ى مردم درست شده است يا بتلقين به يكديگر و يا راهنمائى پيغمبران و پيشوايان دين توحيد را نشان داده است ، و آنچه مردم معبود خود قرار دادهاند بواسطه ى قضاوت غلطى بوده است كه موجب انحرافشان شده است مثل فرض قدرتى براى آن معبود فرضى ، ما فوق وسائل طبيعى بر سود و زيان انسان ، و يا گمان ميكردهاند كه چون خود گرفتار معاصى هستند نميتوانند قرب بحقّ پيدا كنند و آن لياقت را ندارند ، ناچار بايد ميانجى و شفيعى داشته باشند ، و بيشتر اين بتها براى ياد بود و قدر دانى از مردمان صالح سابق بوده است كه بتدريج به صورت معبود تبديل شده است چنان كه بخارى از ابن عبّاس نقل كرده است كه بتهاى قوم نوح براى تذكار بوده است كه به صورت معبود منتقل بعربستان شده است ، و يا سوابق ديگرى داشته است مثل « لات » كه سنگى بوده است در طائف كه روى او آرد براى سويق ( پست و يا آرد شولى و يا آرد اماج ) با آب يا روغن مخلوط ميكردند ، و بتدريج اين ابزار كار فرما براى خوراك به صورت معبود تبديل شده است ، و يا معتقد بودهاند كه روحى از جنّيان در آن پنهان است ، چنان كه نقل كردهاند خالد وليد كه مأمور نابود كردن « عزّى »